عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
72
زبدة الحقايق ( فارسى )
پيوندند « 1 » تا در وقت مفارقت هركدام صفت كه برايشان غالب باشد ، « 2 » در صورت آن صفت حشر كنند . « 3 » و در آن صورت به قدر معصيت عذاب كنند . « 4 » « و به قدر جنايت قصاص يابند » و از قالب به قالب مىگردند « 5 » [ چنان كه در وقت عمل از صفت به صفتى مىگرديد ] تا آنگاه كه كمال خود حاصل كنند « 6 » « و چون كمال خود حاصل كردند » [ و از جزاى جنايت خلاص مىگردد ] آنگاه به عالم علوى بپيوندند « 7 » و بعضى مىگويند كه باز به قالب ديگر نتوانند « 8 » پيوست . از جهت اينكه « 9 » هر قالبى كه [ موجود ] باشد ، هرآينه او را نفسى بود « 10 » و يك قالب را دو نفس امكان ندارد كه باشد . « 11 » [ پس ] همچنان بىقالب در زير فلك قمر بماند . و بعضى مىگويند ، ارواح جناند « 12 » كه در زير فلك قمر ماندهاند . اين بود سخن اين طايفه ( كه ) خود را اهل حكمت نام كردهاند و ديگران ايشان را باطنى نام كردهاند . « 13 »
--> ( 1 ) . هر يكى به قالبى پيوندد . ( 2 ) . بر صورت آن صفتى كه بر وى غالب باشد . ( 3 ) . شود . ( 4 ) . به قدر معصيت در آن صورت عقوبت يابد . ( 5 ) . مىگردد . ( 6 ) . كند . ( 7 ) . بپيوندند . ( 8 ) . نمىتوانند . ( 9 ) . از بهر آنكه . ( 10 ) . باشد . ( 11 ) . يك قالب را در نفس نمىتواند بود . ( 12 ) . جن اين ارواحاند . ( 13 ) . اين است سخن طايفه اهل حكمت كه ايشان را باطنى گويند .